فردا آخر ِ دنیا نیست،
اما فردا برای آخرین بار
همه چیز ثبت می شود،
تمام ِ اشک ها
تمام ِ نگاه ها
و آن همه احساس که مجبوری
برای همیشه سکوت کنی.
ما هم سهم نبودیم
برای همین شناسنامه هامان خط خورد،
و به پای تنهایی ما مُهر زدند،
خوب من،
به اشک های نا تمامم نگاه نکن،
نگرانم نباش
من خوبم،
یادم هست
هنوز هم یادم هست
که پشت آن همه سکوت
دوستت داشتم
اما نمی دانم چرا هیچ وقت
کافی نبود،
حالا نه تو از من خبر داری
نه من از تو،
و حالا سال هاست
که در گذشته ام به دنبال ِ عطرت می گردم
و تمام ِ خانه را
برای دیدن ات جستجو می کنم،
اینجا زمان معلق می چرخد
و من هم تاریک تر از همیشه
همچون سایه ای
در گذشته ام
پرسه می زنم.
خوب من
تو خوب باش ،
این زخم عمیق
به بهای خوشبختی تو بود،
عزیز دیروزم
فردایت خوش
No comments:
Post a Comment